محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 40

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

كسى كه از همهء اينان در بخشيدن صورت علمى به تصوف سهم به سزايى دارد محيىالدين بن العربى است ، وى رسالات متعددى دارد كه از ميان آنها دو كتاب : فصوص الحكم و فتوحات مكيه ، بىترديد از جملهء كتب بسيار مهم عرفانى است ، وى سخنان عرفانى را با توجيهات و تعبيرات حكمى درآميخت و در حقيقت عرفان و حكمت اشراقى را بهم پيوست و مسألهء وحدت وجود را با قواعد عقلى و اصول علمى و استدلالى توضيح داد . دشوارى و غموض بحث‌هاى ابن عربى باعث شد كه بر آثار او شرحهايى نوشته شود - خاصه بر فصوص الحكم - مانند شرح مؤيد الدين جندى و شرح عبد الرزاق كاشانى و شرح عبد الرحمن جامى و شرح داود قيصرى . شاگرد معروف ابن عربى ؛ صدر الدين محمد بن اسحق قونوى كار استاد خود را با موفقيت ادامه داد و با تأليف كتابهايى از قبيل « فكوك » و « مفتاح الغيب » و « نفحات الهيه » طريقه جديد را تقرير و توجيه كرد ؛ و مجالس او غالبا موقوف بر شرح غوامض كتب استادش محيى الدين ابن العربى - مخصوصا فصوص الحكم و فتوحات مكيه - بوده است ، و شاگردش فخر الدين ابراهيم عراقى بعد از آشنايى با تعاليم ابن عربى كتاب لمعات را پديده آورد كه اشعة اللمعات جامى شرح بر آن است . بدين طريق تصوف كه تا آن روزگار به وجد و حال و ذوق و شعر و عمل آميخته بود و به سادگى مقرون بود ؛ شيوهء نظرى يافت و به شكل علمى قابل تعليم در آمد - يعنى به عرفان - كه آن را مىتوان تصوف توجيهى و فلسفى خواند ، بنابر اين اين‌گونه تغيير صورت داد و از آن پس در رديف ساير علوم تدريس شد . و به عبارت ديگر : از « حال » تا حدى به « قال » باز آمد ، اين امر ؛ يعنى تدوين و تنظيم مبانى تصوف و عرفان و ذكر و شروح اصطلاحات صوفيان و ترجمه و تعليل اصول عرفان مسلما در نفوذ مبانى و مبادى تصوف در ادبيات - خاصه شعر - اثر بارز داشت و آن را بيشتر از پيش مورد استفادهء شاعران متذوق قرار داد ، زيرا